بسته خوشآمدگویی اگر متفاوت باشد بسیار مؤثر است، اینکه اقلام تحریریه را به عنوان بسته خوش آمد تقدیم نیرویهای جدید کنیم بسته خوش آمد نیست.
اگر بسته خوش آمد همراه با فرهنگ سازمانی مرتبط نباید یک حرکت در جهت ادای تکلیف برای نیروی سازمان است.
بسته خوشآمدگویی اگر متفاوت باشد بسیار مؤثر است، اینکه اقلام تحریریه را به عنوان بسته خوش آمد تقدیم نیرویهای جدید کنیم بسته خوش آمد نیست.
اگر بسته خوش آمد همراه با فرهنگ سازمانی مرتبط نباید یک حرکت در جهت ادای تکلیف برای نیروی سازمان است.
استراتژی و برنامه ریزی منابع انسانی در شرکت هایی که برپایه کسب و کار و خدمات فعالیت می کنند مرتبط به یکدیگر است؛ تدوین استراتژی برای منابع انسانی برگرفته از سیاست های درون و برون سازمانی با آینده قابل تصور و پیش رو است و میتواند تحت تاثیر عوامل مختلف قرار بگیرد. استراتژی میتواند از سوی مدیر، اعضای هیات مدیره و یا معاونان یک سازمان یا مجموعه تدوین در جلسات مربوط به هیات مدیره تصویب و توسط مدیران میانی اجرایی شود.
نبود استراتژی در منابع انسانی مشابه فعالیت بدون هدف و تکرای برای اجرای دستورات دریافت شده از سوی لایه های بالای مدیریتی است، رخدادی که میتواند بی انگیزگی، فرسودگی شغلی کارمندان(کارگران) ، شکست پروژه، مرگ سازمان و از دست دادن بازار رقابتی را به دنبال داشته باشدو یا اینکه در فضای فعلی رقابتی منجر به ریزش نیروهای فنی و عدم ماندگاری پرسنل در سازمان می شود.
به عنوان مثال شما به عنوان یک کارشناس منابع انسانی وارد شرکتی می شوید، روزانه فعالیت های مختلف تکراری را انجام میدهید، این فعالیت ها کم و بیش خروجی هم دارد؛ بعد از مدتی از خود نمی پرسید این فعالیت های تکراری چه تاثیری در رشد و ارتقای سازمان و همچنین افزایش دانش و توسعه فردیم دارد؟ کارشناسان منابع انسانی و هر کس دیگر مانند برنامه نویسان از چالش های جدید استقبال میکنند.
شرکت های دولتی به دلیل ابلاغ سیاست های بالادستی نیازمند دریافت دستور از سیستم های دولتی هستند اما در شرکت های خصوصی به دلیل اهمیت حفظ جایگاه و ارتقا در بازار و یا فضا رقابتی که موجود دارد وضعیت تدوین استراتژی برای عرصه های مختلف نمود بیشتری به خود گرفته و حتی سازمان ها در پی بکارگیری مشاور برای تدوین این برنامه ها در لایه های مختلف هستند.
هدف گذاری و استراتژی سازمان نظم دهی به فعالیت ها و تسریع در انجام فرآیندها برای نیل به اهداف را هم در پی دارد. اینکه یک شرکت با دیدگاه های سنتی به دنبال تکرار فرآیندهای سابق است و از ریسک و حل مسئله جدید استقبال نمیکند مرده است.
در نظریه های منتشر شده برای استراتژی سازمان، بهره برداری مناسب از ظرفیت های درون سازمانی مورد توجه قرار گرفته؛ ، پاوو، رایت، مینتزبرگ، هووس لید، کاموچی و باکسل از جمله نویسندگانی هستند که به این اصل تاکید داشته اند.
البته نمیتوان همه استراتژی های یکسان را برای چند سازمان یک الگوی موفق قلمداد کرد، ظرفیت های سازمانی، فرهنگ سازمان و عوامل دیگر موجب می شود یک استراتژی در سازمان موفق و در دیگری ناموفق باشد.
پیشنهاد: